کتاب قصه های پندآموز کهن

43 هزار تومان

تا پایان تخفیف:

 

1 در انبار

SKU: 1400051815 دسته بندی ها: تگ: ,

مشخصات

بازنویسیزینب علیزاده لوشابی
ویراستارسیدمحمد بصام
تصویرگرانخانم ها زهره و زهرا طباطبایی/حکیمه شریفی
رنگ آمیزیعاطفه مینویی
اجرای کامپیوتریگرافیک هورام
صفحه آرامحمد جعفر حسن زاده
ناضر فنیمهدی فربودی
ناشراعتلای وطن
چاپمعاصر
شمارگان2000 نسخه
نوبت و تاریخ چاپهفتم/زمستان 1396
شابک978-600-8849-29-2

بخشی از کتاب قصه های پندآموز کهن

این داستان از کتاب قصه های پندآموز کهن نوشته شده است. 

در زمان های قدیم پادشاهی زندگی می کرد. یک شب خواب بدی دید. نصف شب از خواب پرید و خدمتکار را صدا زد. خدمتکار برایش آب آورد. پادشاه تمام تنش خیس عرق شده بود. آب را خورد و کم کم خوابش به یادش آمد. اما این قدر ترسیده بود که دیگر خوابش نبرد. سعی کرد به خوابش فکر نکند، ولی هرکاری کرد نشد.
پادشاه این قدر توی رختخوابش غلت زد تا اینکه صبح شد. صبحانه اش را با بی میلی خورد. بعد از صبحانه، به یکی از نگهبان ها دستور داد خوابگزار قصر را صدا بزند تا خواب او را تعبیر کند. خوابگزار کسی بود که معنای خواب ها را می دانست.
تا وقتی که خوابگزار بیاید پادشاه دلش شور می زد. بالاخره خوابگزار آمد. پادشاه خوابش را برای او تعریف کرد و گفت: دیشب خواب ترسناکی دیدم. خواب دیدم یک دفعه تمام دندان هایم از توی دهانم کنده شد و بیرون ریخت. من خیلی ترسیده بودم. آیا می توانی این خواب را تعبیر کنی؟
خوابگزار تعظیم کرد و گفت: بله قربان! تعبیر خواب شما این است که همه دوستان و خانواده و نزدیکان شما، قبل از شما می میرند؛ به طوری که شما تنها می مانید و غیر از شما هیچ کس زنده نمی ماند.
پادشاه با شنیدن این حرف اخم هایش در هم رفت. او از روی تختش بلند شد و به طرف خوابگزار آمد. بعد به نگهبانی که کنار خوابگزار ایستاده بود نگاه کرد و با عصبانیت فریاد زد: این مرد را از جلوی چشمم دور کنید و به صد تازیانه بزنید. اگر همه‌ی دوستان و نزدیکانم بمیرند من چرا باید زنده بمانم؟
بعد از اینکه نگهبان خوابگزار قصر را بیرون برد، پادشاه دستور داد خوابگزار دیگری بیاورند. خوابگزار جدید که آدم زرنگی بود، وقتی قضیه خوابگزار قبلی را شنید، با خودش فکر کرد و گفت: چگونه خواب پادشاه را تعبیر کنم که او ناراحت نشود.
بالاخره پیش پادشاه آمد و گفت: ای پادشاه بزرگ! تعبیر خواب شما این است که عمر شما طولانی تر از دوستان و نزدیکانتان خواهد بود.
پادشاه با این تعبیر آرام شد. سپس کمی فکر کرد و رو به یکی از کسانی که توی قصر بودند گفت: هر دو خوابگزار، خوابم را یک طور تعبیر کردند. خوابگزار قصر آن را با زبانی بد و تلخ به من گفت، و من را ناراحت و ناامید کرد، اما این خوابگزار همان حرف را طوری گفت که من خوشحال و امیدوار شدم. یک حرف را دو گونه می توان زد: هم به گونه‌ای که کسی ناراحت شود، هم به گونه ای که آدم را خوشحال کند.
سپس دستور داد به این خوابگزار صد سکه بدهند. این گونه بود که خوابگزار جدید به خاطر اینکه حقیقت را با زبان خوب و شیرین بیان کرد، از مجازات نجات پیدا کرد و پاداش گرفت.

در صورتی که مایلید می‌توانید کتاب قصه های پندآموز کهن را از سایت پیشنهاد عالی تهیه کنید.

به ما اعتماد کنید:

ای نماد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.